آگاهی از خود در دوران همه گیری: راهکارهایی برای معلمان

 

این مقاله یکی از مقالات مجموعه" آموزه های شناختی برای آموزش در دنیای مجازی" است.

 

در دوره بحران کرونا، همه ما با ابهام در درک شرایط موجود و پیش بینی آینده مواجهیم. در چنین شرایطی نه تنها تصمیم گیری و برنامه ریزی درباره آینده نزدیک برای ما دشوار می شود، بلکه به نظر می رسد، پس از مدتی، تصویری که از «خودمان در آینده» هم داشته ایم نیازمند تغییر است. این مسئله می تواند برای بسیاری از یادگیرنده ها که در ابتدای مسیر تصمیم گیری و برنامه ریزی برای خود هستند، ایجاد سردرگمی کند. تداوم شرایط مبهم می تواند ما را هم به عنوان معلم، با بحران هایی در این زمینه مواجه کند. برای مثال، شاید در ابتدای دوره قرنطینه برای برخی از ما معلمان این سؤال مطرح بود که چطور یک فصل کتاب را به صورت آنلاین تدریس کنیم و پیش بینی می کردیم بعد از مدتی دوباره آموزش حضوری برقرار شود، اما دیدیم که با ادامه همه گیری، نه تنها تدریس آنلاین ادامه پیدا کرد، بلکه مسئله آزمون های پایان سال آنلاین نیز مطرح شد. این ابهام ها درباره سال تحصیلی آینده و اساساً آینده تعلیم و تربیت، در سطح کلان، نیز وجود دارد. آیا نقش ما به عنوان یک معلم در حال تحول است؟ و شاید پرسش مهم تر این است که آیا ما هم همپای تغییر شرایط در حال تغییر هستیم؟ خودآگاهی مهارتی است که به ما در پاسخ دادن به این سؤالات کمک می کند.

 

در این مطلب با نگاهی دقیق تر به مفهوم خودآگاهی به طرح راهبردهایی می پردازیم که در فرایند آموزش غیرحضوری می تواند به بهبود فرایند یادگیری بینجامد.

 

خودآگاهی

خودآگاهی به معنای شناخت عمیق‌ توانایی ها و محدویت های خود است. این شناخت فرد را قادر می سازد تا نسبت به افکار، احساسات، عملکردها، کاستی ها و نقاط قوت خود آگاهی داشته باشد. تا زمانی که افراد نتوانند درکی از خود به عنوان یک فرد متمایز داشته باشند، قادر به درک دیگران به عنوان افرادی مستقل نخواهند بود. با استفاده از عملکردهای خودآگاهی برای مدت طولانی، افراد درک بهتری از توانایی های شناختی خود شکل می دهند.

 

همه ما همواره در حال ساختن خودآگاهی خود هستیم. با این کار رابطه خودمان را با جهان پیرامونمان تنظیم می کنیم. رسیدن به آگاهی از خود نیازمند ارتباط برقرار کردن بین تجارب پیشین، شرایط فعلی و تصویری از آینده است. بنابراین خودآگاهی نیازمند عملکرد مناسب بخش های متنوعی از سامانه شناختی است. برای مثال بسیاری از مطالعات علوم شناختی بر رابطه «حافظه زندگی نامه ای» و خودآگاهی صحه گذاشته اند. حافظه زندگی نامه ای برای افراد درکی یکپارچه از خود در طول زمان ایجاد می کند و به آن ها فرصت بازاندیشی درباره خود می دهد. این حافظه نه تنها با فراهم کردن روایتی از گذشته فرد را به درکی از وضعیت فعلی اش مجهز می کند، بلکه شامل «تفکر رویدادی معطوف به آینده»  (episodic future thinking) برای برنامه ریزی درباره رخدادهای آینده نزدیک و دور نیز می شود. به طور کلی، سیستم های مختلف حافظه، در تعامل با عملکردهای شناختی دیگر، مانند تصمیم گیری، فراشناخت و ... امکان ساختن و بازسازی مداوم خودآگاهی را برای افراد فراهم می کنند.

 

آگاهی از خود می تواند به دانش آموزان کمک کند که درک بهتری از افکار و احساساتشان داشته باشند و از این طریق به طور مناسب تری ارتباط خود را با موضوعات مختلف تنظیم کنند. در ادامه به طرح راهکارهایی می پردازیم که به توسعه خودآگاهی در کلاس درس کمک می کند.

 

راهبردهایی برای توسعه خودآگاهی در کلاس درس

 

  • فرصت هایی برای بازاندیشی درباره خود خلق کنید.
    با طرح پرسش هایی در خلال کلاس، تکالیف و یا حتی آزمون ها، می توانید فرصت بازاندیشی درباره خود را برای یادگیرنده ها خلق کنید. از آن ها درباره ارزیابی شان از عملکرد خود، افکارشان درباره موضوعات درسی و ... سؤال کنید و فرصتی خلق کنید تا بین حالت های ذهنی گذشته شان و تجربه های جدیدشان ارتباط برقرار کنند. مثلا از آن ها بپرسید که نظرشان درباره یک موضوع درسی، در طول زمان مطالعه آن، چگونه تغییر کرده است یا هنگام مواجهه با مسئله مورد بحث چه احساساتی را تجربه کرده اند.

 

  • به یادگیرنده ها کمک کنید برای خود هدف گذاری کنند.
    خودآگاهی به افراد امکان برقرار کردن ارتباط بین تجربه های گذشته؛ وضعیت حال و مقاصد آینده شان را می دهد. افراد به کمک فهمی که از گذشته و حال خود به دست می آورند می توانند درباره کنش های آینده خودشان تصمیم گیری کنند. این کار نیازمند داشتن چشم اندازی از آینده و هدف گذاری مناسب است. برای کمک کردن به یادگیرنده ها در این زمینه آن ها را از اهداف بلندمدت و کوتاه مدت دوره آموزشی که با هم می گذرانید آگاه کنید. درباره ارتباط بخش های مختلف درس، مقدار زمانی که برای هر بخش لازم است و ... اطلاعاتی را در اختیار آن ها بگذارید و به آن ها کمک کنید که از طریق این اطلاعات برای خود برنامه ریزی کنند.

 

  • نوشتن یادداشت روزانه را ترویج دهید.
    نوشتن یادداشت روزانه به افراد فرصتی برای بازاندیشی درباره خود می دهد. با نوشتن افکار در یک روز، افراد می توانند دسترسی آگاهانه تری به حالات ذهنی خود داشته باشند و از این طریق مهارت "فراشناخت" را در خود ارتقا دهند. این مهارت به معنای تفکر درباره فرایندهای شناختی خود است و از فرایندهای سطح بالای شناختی تلقی می شود.

 

  • به یادگیرنده ­ها برای داشتن درک مناسب از زمان و اجرای منظم برنامه ‌‌ها کمک کنید.
    در دوره قرنطینه، بسیاری از زمان بندی های متداول مدارس تغییر کرد و برنامه روزانه یادگیرنده ها نیز به این واسطه دستخوش تغییر شد. تغییر ساعت خواب، افزایش یا کاهش زمان آن، تغییر ساعات درس خواندن و ... در صورتی که به شیوه ای تحت کنترل افراد قرار نگیرد می تواند در بلندمدت، به احساس سردرگمی و عدم توانایی در مدیریت خود منجر شود. بکوشید که در اجرای فعالیت های درسی نظم زمانی مشخصی را دنبال کنید و به یادگیرنده ها برای رسیدن به برنامه ای منسجم کمک کنید.

 

  • به یادگیرنده ها برای درک شرایط دارای ابهام کمک کنید.
    سردرگمی درباره چیستی بیماری کرونا و آینده آن ترس هایی را در مورد امکان اجرای تصمیم گیری های قبلی ایجاد می کند. همین موضوع می تواند افراد را درباره برنامه هایی که در گذشته در ذهن داشته اند و حتی خواسته های امروزشان دچار تردید کند. تلاش کنید به یادگیرنده ها برای تحمل ابهام ناشی از این شرایط کمک کنید. این کار برای ایجاد شرایط مناسب تصمیم گیری و برنامه ریزی ضرورت ویژه ای دارد. در مطلب " تحمل ابهام در دوران همه گیری " به بررسی این موضوع می پردازیم.

 

منابع

 

تلخابی، محمود و تلخابی، مهری (1396). تجربه ادبی و تربیت ذهن. فصلنامه جستارهای ادبی (ادبیات تعلیمی)، 35(3)، ص 37-56.

 

تلخابی، محمود (1398). طراحی چارچوب مفهومی توسعه‌ی کارکردهای اجرایی کودکان و نوجوانان. گزارش پژوهشی معاونت پژوهشی دانشگاه فرهنگیان.