تحمل ابهام در دوران همه گیری : راهکارهایی برای کلاس درس

 

این مقاله یکی از مقالات مجموعه " آموزه های شناختی برای آموزش در دنیای مجازی" است.

 

در شیوع بیماری کرونا، همه مردم جهان، با تمام تفاوت‌های کوچک و بزرگی که با یک دیگر دارند، در یک چیز مشترک اند: ابهام درباره شرایط حال و آینده. بحران های اقتصادی به وجود آمده، به تعویق افتادن عمل های جراحی از پیش تعیین شده، تغییر رویه های کاری، تحصیلی و کارهای روزمره از یک سو، ابهامی که درباره این ویروس، راه های پیشگیری، تشخیص و درمان آن وجود دارد، از سوی دیگر، همه ما را در شرایط مبهمی قرار داده است. تداوم این شرایط در بلندمدت می تواند سلامت شناختی ما را تحت تأثیر قرار دهد.

 

ما معلمان هم دربار‌ه شرایط حاکم بر آموزش در فضای مجازی با ابهام ‌هایی مواجهیم. شاید بارها درباره‌ شیوه‌ های تدریس و کارآمدی اقداماتمان در این دوره تردید کرده‌ ایم. درباره‌ وضعیت روحی و سلامت دانش ‌آموزانمان دچار ابهام بوده ‌ایم و به طور کلی احساس کرده‌ ایم که برای مدیریت شرایط کلاس، اطلاعات کافی در اختیار نداریم. بنابراین، قابل درک است که دانش‌ آموزان هم چه ‌بسا بیشتر از ما با ابهام مواجه باشند.

 

«تحمل ابهام» مهارتی است که در این شرایط به ما کمک می کند که قوای شناختی خود را به طور موثرتری مدیریت کنیم. در این مطلب به بررسی راهبردهایی قابل اجرا در کلاس درس، برای تحمل ابهام در دوران همه گیری می‌ پردازیم.

 

درباره ابهام چه می دانیم؟

 

-          ابهام در شرایط غیر بحرانی هم وجود دارد.

هر چند با توسعه علم و فناوری، ابهام های بشر نیز همپا، و چه بسا با سرعت بیشتری، از دانش او در حال گسترش است، اما باید به یاد داشته باشیم که موقعیت های مبهم محصول دنیای امروز نیست و از دیرباز در ساحت های مختلف زندگی انسان وجود داشته اند. ابهام می تواند درباره یک پدیده طبیعی (مانند تأثیر یک ویروس بر بدن انسان) یا یک پدیده اجتماعی (مانند میزان مشارکت مردم در انتخابات آینده) و یا حتی تجربه های شخصی زندگی (مانند احساس دوستمان نسبت به ما) به وجود بیاید. در بسیاری از این موارد این ابهام ها مانند نیروی محرکی برای شناخت عمل می کنند؛ آن ها سبب می شوند که برای رفع عامل ابهام بکوشیم. بنابراین باید این نکته را در نظر بگیریم که ابهام، در شرایطی که به درستی مدیریت نشود، می تواند مشکل ایجاد کند، اما در صورتی که برخورد مناسبی با آن داشته باشیم می تواند کنجکاوی لازم برای تلاش در جهت کشف ناشناخته ها را فراهم کند.

 

-          ابهام ناشی از فقدان اطلاعات و یا داشتنِ اطلاعات متعارض است.

اطلاعاتی که از محیط به دست می آوریم به ما کمک می کنند که موقعیت فعلی خود را با تجربیات گذشته مان مرتبط کنیم و از این طریق، رفتار خود را متناسب با شرایط تنظیم کنیم. نداشتن اطلاعات کافی در مواجهه با یک موقعیت سبب می شود که برای قضاوت و تصمیم گیری درباره آن دچار ابهام شویم. به طور مثال، در کلاس های درس مجازی، بسیاری از منابع اطلاعاتی که در گذشته برای درک وضعیت دانش آموزان داشتیم از دسترسمان خارج شده است. همین مسئله ما را برای پیشبرد روند کلاس با ابهام مواجه می کند.

 

اطلاعات متعارض نیز از دیگر عواملی هستند که ایجاد ابهام می کنند. به طور مثال، در دوره همه گیری دریافت توصیه های پزشکی متعارض در بسیاری از ما ابهام ایجاد کرد. گاهی هم اطلاعات دریافت شده درباره یک موقعیت با باورها و تجربه های پیشین ما در تعارض است و همین سبب می شود که نتوانیم به درستی آن موقعیت را تحلیل کنیم.

     

راهبردهایی برای ارتقای مهارت تحمل ابهام در کلاس درس

 

  • به یادگیرنده ها کمک کنید که ابهام موجود در شرایط همه گیری را بپذیرند.
    در مواجهه با شرایط حاصل از همه گیری، پذیرش این امر که ابهام بخشی جدانشدنی از موقعیت موجود است اهمیت ویژه ای دارد. به یادگیرندگان کمک کنید که خود را برای سردرگمی در فهم شرایط فعلی و پیش بینی آینده مقصر ندانند و بکوشند که احساسات خود را به شیوه ای مؤثر مدیریت کنند.

 

یکی از واکنش های متداول در این شرایط داشتن احساسات متعارض و ناهمسو[1] است. به طور مثال، بسیاری از ما ممکن است در دوره های مختلف احساس کرده باشیم که شرایط حاصل از قرنطینه را دوست داریم و این دوره برایمان مانند یک موهبت بوده است، اما پس از مدت اندکی، نسبت به این شرایط احساس بیزاری کرده باشیم. آگاهی به این احساسات و پذیرش آن ها به عنوان واکنش های مقطعی به شرایط مبهم به ما کمک می کند که آن ها را بهتر مدیریت کنیم. یک راهبرد مفید در این شرایط این است که از نتیجه گیری قطعی درباره آینده بپرهیزیم و تلاش کنیم، در نتیجه گیری های خود، جنبه های مختلفی را در نظر بگیریم و عوامل متفاوت را مؤثر بدانیم. به طور مثال، در صحبت کردن درباره آینده، به جای تصمیم گیری درباره اینکه شرایط حاصل از کرونا دائمی است یا موقتی، سناریوهای مختلفی را در هر دو حالت در نظر بگیریم.

 

موقعیت هایی را در کلاس ایجاد کنید که دانش آموزان درباره احساسات متعارض خود در این دوره صحبت کنند و از این طریق خود را به عنوان بخشی از گروهی بزرگ تر که در این ابهام مشترک اند احساس کنند. به آن ها کمک کنید که با پرهیز از ساده سازی مسائل، برای فهمیدن بهتر آن ها تلاش کنند.

 

  • به یادگیرنده ها برای تشخیص سوگیری های شناختی کمک کنید.
    ما در بسیاری از تصمیم گیری ها از میانبرهای ذهنی و حتی سوگیری های شناختی استفاده می کنیم. این کار، بار شناختیِ ما را در فرایند تصمیم گیری کاهش می دهد، اما باید همواره احتمال خطای این میانبرها و سوگیری ها را نیز در نظر بگیریم. در شرایط ابهام، احتمال استفاده نامناسب از سوگیری های شناختی بیشتر است. برای نمونه، بسیاری از ما تمایل داریم که مشاهداتمان از یک مجموعه کوچک نزدیک به خود را به کل جامعه تعمیم دهیم. مثلا اگر در اطرافیانمان کسی مبتلا به کرونا نشده باشد، ممکن است احتمال بیمار شدن را کمتر از میزان واقعی تخمین بزنیم و در عین حال اگر یکی از والدینمان به این بیماری دچار شود، همین احتمال را بسیار بیشتر از حد واقعی تخمین می زنیم.

 

یکی دیگر از سوگیری هایی که ممکن است در موقعیت های مبهم بروز پیدا کند سوگیری تأیید است. در سوگیری تأیید ما تلاش می کنیم تا اطلاعات جدید را به گونه ای تحلیل کنیم که باورهای سابقمان تأیید شوند. استفاده نامناسب از این سوگیری سبب می شود که با وجود دریافت اطلاعات جدید درباره یک موضوع، فهم ما از آن بهبود نیابد.

 

سوگیری ها عملکرد طبیعی سامانه شناختی برای کاهش بار پردازش هستند و استفاده از آن ها لزوماً اشتباه نیست. برای مثال، در طول روز، ما بارها از سوگیری تأیید استفاده می کنیم، چرا که اگر با ورود هر داده جدید بخواهیم در باورهایمان تجدید نظر کنیم، بخش زیادی از ظرفیت شناختی خود را باید صرف موضوعاتی کنیم که نتایج جدیدی در بر ندارند. در نتیجه به جای این کار، به کمک سوگیری تأیید فقط بخشی از اطلاعات را که مؤید باورهای سابقمان است انتخاب می کنیم. مشکل از جایی آغاز می شود که قادر به تشخیص موضوعاتی که نسبت به آن ها سوگیری داریم نمی شویم و در شرایط پیچیده، مسائل را به طور ناکارآمدی ساده می کنیم. در این شرایط آگاهی از پیش فرض ها و باورهایمان درباره مسئله ای که با آن مواجهیم می تواند به ما کمک کند که سوگیری های خود را تشخیص دهیم و به تفکر سنجشگرانه و دقیق درباره آن موضوع بپردازیم.

 

  • امکان هایی برای توسعه تفکر انتقادی خلق کنید.
    تفکر انتقادی یا سنجشگرانه توانایی ارزش‌گذاری و تفسیر فعالانه مشاهدات، اطلاعات و استدلال ها است. همان طور که گفتیم، شرایط ابهام با کمبود اطلاعات و یا وجود اطلاعات متعارض مرتبط است، بنابراین، تفکر انتقادی می تواند در این شرایط برای مدیریت مؤثر ابهام به افراد کمک کند. خوش بختانه تفکر نقادانه مانند سایر مهارت های تفکر قابلیت پرورش دارد. در کلاس درس، موقعیت هایی را فراهم کنید تا دانش آموزان درباره مفهوم های اصلی موضوع، انگاشته ها و پیش فرض ها و نتایج و پیامدهای استدلال خود بازاندیشی کنند. با پرسش های مناسب آن ها را به ارزیابی این موارد از نظر دقت، وضوح، درستی، جامعیت، همه جانبه نگری، اهمیت و منطق تشویق کنید. مثلاً از آن ها بپرسید «در جواب کسانی  که ادعای مخالفی را مطرح می کنند چه می گویی»؟ «آیا این موضوع را می توانی از دیدگاه … هم توضیح دهی»؟ «چه شواهدی برای ادعای مطرح شده وجود دارد»؟ «آیا منبعی که به آن استناد می کنی قابل اعتماد است»؟ این کار را نه تنها درباره موضوعات درسی، بلکه در موقعیت هایی که دانش آموزان درباره عملکرد خودشان قضاوت می کنند هم می توان انجام داد. به طور مثال می توان در پایان هر فصل از کتاب درسی، از بچه ها دعوت کرد که با نگاهی انتقادی به ارزیابی یادگیری خود در آن فصل بپردازند.

 

  • دانش و سرمایه شناختی یادگیرنده ها را توسعه دهید.
    کارکردهای پایه مغز مانند توجه، حافظه کاری و انعطاف پذیری شناختی در همه فعالیت های روزمره ما نقش مهمی ایفا می کنند. مدیریت مناسب آن ها در تفکر پیچیده ای که در موقعیت های مبهم لازم است، اهمیت ویژه ای دارد. مثلاً در شرایط ابهام، ممکن است در توجه کردن به بعضی از اطلاعات سوگیری داشته باشیم و یا برای درک سناریوهای محتمل و متنوع آینده، از انعطاف پذیری شناختی لازم برخوردار نباشیم. اخیراً پژوهشی (Weizhen Xie, 2020) نشان داده است که بین میزان تبعیت افراد از نکات فاصله گذاری اجتماعی و قابلیت حافظه کاری آن ها رابطه وجود دارد. یافته های این پژوهش یادآور این نکته است که در تصمیم گیری در شرایط پیچیده، ما به پردازش رابطه ی بین عوامل متعددی نیازمندیم و در صورتی که حافظه کاری ما ظرفیت چنین پردازشی را نداشته باشد، در تصمیم گیری خود دچار مشکل می شویم.

 

آشنایی با عملکردهای سامانه شناختی می تواند به ما کمک کند که آن ها را در شرایط ابهام به طور مؤثرتری مدیریت کنیم. بکوشید در کلاس های درس مجازی، توجه دانش آموزان را به طور مؤثر هدایت کنید، انعطاف پذیری شناختی را در آن ها توسعه دهید و روش هایی را برای استفاده بهینه از حافظه کاری دانش آموزان به کار گیرید.

 

منابع

 

استرنبرگ، ر. (2006). روان شناسی شناختی، ترجمه: سید کمال خرازی و الهه حجازی (1395)، تهران: سازمان مطالعه و تدوین کتاب علوم انسانی دانشگاه ها (سمت)، مرکز تحقیق و توسعه علوم انسانی؛ پژوهشکده علوم شناختی

ریچارد پل، لیندا الدر. (2009). مفهوم ها و ابزارهای تفکر نقادانه، ترجمه: مهدی خسروانی (1396) تهران: فرهنگ نشر نو

Weizhen Xie, Stephen Campbell, Weiwei Zhang. (2020). Working memory capacity predicts individual differences in social-distancing compliance during the COVID-19 pandemic in the United States. Proceedings of the National Academy of Sciences

Woods, S. B. (2020, 05 08). COVID-19 and Ambiguous Loss. Retrieved from psychologytoday: psychologytoday.com/us/blog/in-sickness-and-in-health/202005/covid-19-and-ambiguous-loss

[1] Ambivalence