آیا سختی های دوران کودکی می تواند باعث افزایش خلاقیت شود؟

یافته های یک مطالعه جدید می گوید همه اثرات شناختیِ دوران کودکیِ غیرقابل پیش بینی لزوما منفی نیست سختی های دوران کودکی توسط اغلب پژوهشگران عاملی منفی برای رشد شناختی محسوب می شود. به عنوان مثال، افرادی که در محیط های استرس زا رشد کرده اند نمره های پایین تری در تست های حافظه و هوش می گیرند. این افراد همچنین در آزمون های کنترل تکانه عملکرد بدتری دارند که به نوبه خود موفقیت و شایستگی کمتر را پیش بینی می کند.

یافته های یک مطالعه جدید نشان می دهد اثر یک محیط ناایمن بر شناخت تصویری کاملا منفی نیست. با تصور این احتمال که ممکن است چنین محیطی فوایدی هم داشته باشد چیراگ میتال و همکارانش در دانشگاه ماساچوست یک سری آزمایش انجام دادند که در آنها بازداری (inhibition) و تغییر تکالیف (task switching) مورد سنجش قرار گرفت.

در آزمون بازداری، 103 آزمودنی باید با نادیده گرفتن یک فلاش در یک طرف صفحه مانیتور تلاش می کردند جهت یک پیکان که برای لحظه ای در سوی دیگر مانیتور ظاهر می شد را مشخص کنند. آزمون تغییر تکالیف، دسته بندی اشکال رنگی بر اساس رنگ یا شکل بود که توسط کلمات در حال تغییر مشخص می شد. عملکرد خوب در آزمون تغییر تکالیف به این معنی است که فرد قادر است پاسخ خود را به جای یک هدف درونی با موقعیت متناسب کند. این جنبه ای از انعطاف پذیری شناختی است که گمان می رود زمینه توانایی هایی مثل خلاقیت باشد.

محققان، کودکی آزمودنی ها را بر اساس "سختی" (با استفاده از سوالاتی در مورد وضعیت اقتصادی - اجتماعی) و همچنین بر اساس "غیرقابل پیش بینی بودن" (درجه موافقت با گزینه هایی مثل "معمولا افراد به صورت تصادفی به خانه ما نقل مکان می کردند یا از آنجا می رفتند") مورد سنجش قرار دادند. پژوهشگران همچنین شرایطی فراهم کردند که در آن آزمودنی ها از طریق خواندن خبری بدون قطعیت، دچار احساس تردید شوند؛ روشی که از نظر آزمایشی مورد تائید قرار گرفته است.

نتایج نشان داد زمانی که آزمودنی ها احساس عدم قطعیت داشتند، آنهایی که در کودکی شرایط غیرقابل پیش بینی اما نه دشوار را تجربه کرده بودند در بازداری بدتر و در آزمون تعویض تکالیف بهتر از کسانی عمل کردند که در کودکی شرایط غیرقابل پیش بینی را تجربه نکرده بودند. این یافته ها منطقی به نظر می رسد: بازداری برای پیگیری اهداف بلند مدت مهم است و در شرایط پایدار (نه غیر قابل پیش بینی) بسیار مفید است؛ در حالی که توانایی تغییر تکالیف در محیط های متغیر کاربرد دارد. از جمله تلویحات این یافته ها این است که کودکانی که در شرایط دشوار رشد می کنند به آن اندازه که شکل می گیرند صدمه نمی بینند. میتال می گوید: "این از جمله اولین یافته هایی است که نشان می دهد غیرقابل پیش بینی بودن محیط اولیه، به جای اینکه به شناخت افراد صدمه بزند، آن را به صورت انطباقی شکل می دهد."

سِلِست کید، متخصص علوم شناختی در دانشگاه روچستر که رشد شناختی کودکان را مورد مطالعه قرار داده است می گوید در مورد مکانیزم هایی که در این مورد مطرح شده است چیزهای زیادی هست که نمی دانیم. کید می گوید در مقام یافته های جدید، نتایج این مطالعه نیازمند تکرار است. کید نسبت به نتایج این پژوهش مشتاق است و می گوید “افراد معمولا در مورد این جور چیزها بر حسب فرایندهای انطباقی فکر نمی کنند. این موضوع جالبی است که توانایی های بخصوصی هست که در شرایط ناپایدار بهتر ازشرایط پایدار رشد می کند."